الشيخ حسين المظاهري
38
سير و سلوك؛ مقدمه (فارسى)
است . چنين افرادى به خاطر ترس از جهنّم و طمع بهشت نماز مىخوانند . هركسى مىتواند در نماز ، خضوع و خشوع را مراعات كند ، به شرط آنكه تمرين كافى در اين زمينه داشته باشد و نيز داراى ارادهاى قوى باشد . البته توجّه به اينكه اين گونه توفيقات را خدا بايد بدهد ، ضرورى است . نماز اخصّ الخواص مرتبه سوّم از نماز اين است كه انسان خود را در محضر خدا مىيابد . علاوه بر اينكه با دل خود درمىيابد در محضر خداست و خدا با او حرف مىزند . درك مىكند كه او نيز با خداوند حرف مىزند . در اين صورت ، نماز گفتگو و يك مكالمهاى مىگردد و هرچه انسان در اين راه جلوتر برود ، نماز او به صورت يك معاشقه در مىآيد . آدمى به هر درجه از كمال كه برسد و معرفت به خدا پيدا كند ، خدا نيز به همان اندازه توجّه به او دارد . اگر نماز كسى زبانى شد ، به همان اندازه خدا او را ياد مىكند و اگر نماز قلبى شد ، به همان ميزان ، توجّه حق تعالى را به همراه دارد . در واقع مىتوان گفت در مرتبهء سوّم نماز ، نمازگزار عاشق خداوند و خداوند عاشق او است . طبق نقل مشهور ، خداوند عزّوجل در روايت قدسى مىفرمايد : « مَنْ طَلَبَني وَجَدَني ، وَ مَنْ وَجَدَني عَرَفَني ، وَ مَنْ عَرَفَني أحَبَّني ، وَ مَنْ أحَبَّني عَشَقَني ، وَ مَنْ عَشَقَني عَشَقْتُهُ وَ مَنْ عَشَقْتُهُ قَتَلْتُهُ ، وَ مَنْ قَتَلْتُهُ فَعَلَيَّ دِيَتُهُ ، وَ مَنْ عَلَيَّ دِيَتُهُ فَأَنَا دِيَتُه » در حقيقت ، كسى كه خداوند را كه مستجمع جميع كمالات است مىيابد ، مطمئنّاً عاشق او مىشود و ذات بارى تعالى مىفرمايد : در اين صورت من نيز عاشق او مىشوم و از اينجا به بعد ، نفس كُشى سالك پيش مىآيد و به جايى مىرسد كه وقتى عاشق خداوند شد ، بابت اين عشق ، نفس امّارهء خود را مىكشد و چنين انسانى خدايى مىشود و به كمك و لطف خودِ خداوند تبارك و تعالى ، كليهء صفات رذيله را در وجود خود نابود